بابا صفرى

87

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

اختلاف علما و عرفا : سخن از اختلاف ارباب شريعت با پيروان طريقت ما را وادار بتوضيح مختصرى در آن باب مينمايد زيرا ممكن است همهء خوانندگان اين كتاب ، در اين قسمت مطالعاتى نداشته و ابهاماتى پيدا كنند ، و آن اينستكه در طول تاريخ اسلام غالبا بين علماى شريعت با سالكان طريقت تيرگىهائى رخ داده و گاهى دامنهء اختلافات بتكفير دستهء اخير و حتى قتل آنها كشيده شده است . در چگونگى اين اختلاف و وسعت محيط آن نيز علم و دانش و عقل و درايت علما و نحوهء رفتار و عملكرد عرفا دخالت انكارناپذيرى داشته است . هرچه روحانى شرعى عالمتر و آشناتر بروح ديانت بوده و عارف نيز مقتضيات اجتماعى زمان را مورد توجه قرار داده است اين اختلاف بحداقل ممكن رسيده ولى در موارد ديگر ، بويژه هنگامى كه العياذ باللّه علاقه به تفوق اجتماعى و رياست و مال نيز براى طرفين پيدا شده ، به برخوردهاى اسف‌آورى منتهى گشته است . در صدر اسلام علم و عرفان باهم توأم بوده و شايد يكى دو قرن اين روش ادامه داشت ولى از زمان خلافت عباسيان ، بخصوص از زمان حكومت هرون الرشيد ببعد ، كه مطالعات فلسفى در جهان اسلام معمول گشته ، چنين انشعابى پيدا شده و عالم و عارف از هم متمايز گرديده است . در اختلاف بين اين دو دسته طرز رفتار و عملكرد صوفيان نيز بمقياس وسيعى اثر داشته است . عارفى كه دل خانهء خدا ساخته به احكام الهى گردن مىنهد طبعا بتكاليف شرعى خود هم عمل مينمايد ولى برخى از آنان پيدا شده‌اند كه آيهء شريفهء « وَ اعْبُدْ رَبَّكَ حَتَّى يَأْتِيَكَ الْيَقِينُ » « 1 » را مستمسك قرار داده چنين گفته‌اند كه چون در مورد حضرت باريتعالى بمرحلهء يقين رسيده‌اند ديگر وظيفه‌اى از حيث عبادت ندارند . علماى شرعى بر اين گفته ايراد كرده يقين را غير از آن دانسته‌اند كه عرفا مدعى آنند و اين گفته را بر سبيل سو آل عنوان نموده‌اند : مگر هركسى كه دست در دست مرشدى داد يا با او راد و اذكار خاصى ، كه گاه نيز خود مريدان از معناى آن بىاطلاعند ، چند روزى بذكر پرداخت ميتواند دربارهء خداى متعال به « يقين » برسد و بدين عنوان

--> ( 1 ) - آيهء 99 از سورهء مباركهء الحجر ( سورهء 15 قرآن مجيد ) .